يحيى دولت آبادى
298
حيات يحيى ( فارسى )
فصل سى و دوم رياست وزرائى سردار سپه - نمايشگاه امتعه وطن - روحانيان اصفهان - احوال نگارنده در عين كارروائى خستگىناپذير سردار سپه در وزارتجنگ و در رياست حكومت نظامى مملكت قهرمان مازندرانى ما در زير پردهء نازكى ميكوشد دست خود را باريكه سلطنت كيانى برساند . كهنگى و پوسيدگى درخت يكصد و پنجاه ساله پادشاهى قجر بضميمه بيحالى ذاتى و منفعتپرستى و عياشى سلطان احمد شاه هم مشكلات اين كار را براى او آسان مىكند . سردار سپه به اين پادشاه و برادرش وليعهد اعتنائى ندارد و تنها براى گذرانيدن وقت و حاضر شدن اسباب با آنها مدارا مىكند و گرنه از ديدارشان بيزار است ، مخصوصا از ديدار وليعهد زيرا او به قدر برادرش بسردار سپه اعتنا نميكند و بواسطه بىتمولى جرئت مخالفتكردنش با او از شاه متمول علاقمند به دارائى خويش افزون است . محمد حسن ميرزا وليعهد - سلطان احمد شاه وليعهد كه مدتى است از مركز حكمرانى خود كه آذربايجان است دور مانده